كياناجون كياناجون ، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 24 روز سن داره
مامان كياناجونمامان كياناجون، تا این لحظه: 38 سال و 3 ماه و 26 روز سن داره
باباى كياناجونباباى كياناجون، تا این لحظه: 43 سال و 1 ماه و 12 روز سن داره
زن عموى كيانا جونى زن عموى كيانا جونى ، تا این لحظه: 42 سال و 7 ماه و 20 روز سن داره
زن عموى كيانا جونى زن عموى كيانا جونى ، تا این لحظه: 42 سال و 7 ماه و 20 روز سن داره

كياناى دوست داشتنى من

عكس ووجك من لحضه تولدش بقيه ادامه مطلب

سلام برعشقم الهى فدات شم كه انقده بانمكى بالاخره موفق شدم عكستو بزارم پست بعدى باعكساى جديدت ميام انقده عكس خوشتل ازت گرفتم هركارى كردم نشد بايدسايزشو كم كنم بعد خوب از كاراى عشقم بگم كه ..………… سوگولى همه هستى انقده بامحبتى البته به من بيشتر يعنى بعضى وقتا اطرافيان عصبى ميشن اگه بغل من باشى بغل هيچ كس نميرى واينكه اونا بدشون مياد واى تازگيا علاقه به توپ پيدا كردى اونم ناجور بهش ميگى پوپ مرواريداى خوشكلت ديگه پشت هم داره در مياد وچقدرم بى تابى ميكنى به بچه هاى بزرگتر كه دخترباشن ياد داديم بهت آجى وبه پسرا دادا يعنى داداش فداى احترام گذاشتنت به منم كه فيلا ميگى عممممممممه الانم منتظرم بيدار شى تا بياى پايين پيشم آ...
27 شهريور 1393

چهارده ماهگی وروجک

سلام عشششششقم  الهی برات بمیرم که انقده نازی 👶وروجک منی دیده  برات بگم از کارات انقده باحاله که حد نداره مثلا به من میگی عمه انقدر بامزه میگی که میخام بخورمت آخه من عمه هستم مگه    حرف زدنت که عالیه راه رفتنت خیلی بهتر شده 💃 تازگیا از پوشک بدت میاد دوست داری درش بیاری اگه پی پی کنی سریع میگی درش بیاریم  الانم لالاکردی وگرنه نمیزاشتی من بنویسم نفس من  بدتر از قبل بهم وابسته شدی اگه من باشم دیگه بقل هیچ کس نمیری  ...
27 شهريور 1393

اين روزاى كيانا ادامه مطلب

سلام . چطورى عشقم نميدونم وقتى اين نوشته هارو ميخونى چند سالته من كجام ……… خوب انشاالله هركجا باشى موفق وشاد وخوشبخت بشى واست از حال اين روزات بگم چهارشنبه باهم رفتيم خونه عمه ماريا وآخر شب اومديم شما انقدر خوشحال بودى كلى آتيش سوزوندى البته اينو بگم مانى خيلى شمارو اذيت ميكرد ولى شما باهاش خوب بودى الهى برات بميرم كه انقدر مهربانى مليكا باما اومد شب براخواب بامليكا اومديم بالا پيش شما كلى ذوق كردى روزپنج شنبه بود داشتى بازى ميكردى يهو سرت خورد به كمد وااااااااااااای سرت باد كرده بود وحشتناك طورى كه بابايى فشارش افتاد رفت سرم زد ولى با اون حال به خير گذشت الان سرت يكم زخمه باد داره ولى خداروشكر كه سر شما نشكست واقعا خدا بهمون رحم كرد جمع...
9 شهريور 1393

تیکه کلامای وروجک

سلام عشق زننو  الهی فدات بشم من امروز میخام از تیکه کلامات بنویسم  هرکسی بیاد خونتون بخاد بره میگی  بیزاابرم  اسم ایدین میگی ایدی   به پلو میگی پو بیده  به عمه میگی امه  عمو میگی عم  عاشق بچه هاهستی ☺ولی ازبچه های هم سنت خوشت نمیاد 😠 مخصوصا پسر بچه ها ها ها ها ها ها ها  کلا هرکسی توراه ببینی بوس میفرستی من فدای اون مهربونیت بشم عشقم  به اب میگی بابه  ازاده جون که دختر عمه مامانی هستش بهش میگی آزی 😙 تمام اعضای بدن بلدی  تازگیا که هم یاد گرفتی به مادر جون میگی کیفشو بیاره وبهش میگی پوه بده یعنی پول بده  ببخش قول داده بودم عکساتو بزارم ولی هرکاری کردم ن...
4 شهريور 1393

شروع نوشتن درج درادامه مطلب

سلااااام عسلم من زن عموى كيانا جون هستم عاشقشم و كيانا شده تموم زندگيمون گرچه ديره كه شروع كردم به نوشتن بايد از ابتدامينوشتم ولى الان شما يكسال, يك ماه نيميته گرچه تازه كاراى بامزه شما شروع شده ونوشتنشون بيشتر حال ميده هميشه هرجاكه مارو باهم ميبينن تعجب ميكنن فك ميكنن يا عمه هستم يا خاله خوب از اين حرفها كه بگذريم شما 1392/4/18بدنيا اومدى همه دوستت دارن با همه خوب ارتباط بر قرار ميكنى ميخام از روز بدنيا اومدنت بگم چون ابتداى نوشتن هستش از روز تولدت شروع ميكنم (حدود ساعت چهار بود كه به مادرت زنگ زدم گفت حالش زياد خوب نيست آخه از دوشب قبلش ميگفت دلش درد ميكنه بعد بهم گفت زنگ بزنم به دكتر منم زنگ زدم ودكتر گفت تمام وسيله هارو آماده كنين ب...
3 شهريور 1393
1